درد دل(یاس)

زنگ مدرسه خورد همه کتاب و دفتر رو جمع کردند واسه ادامه رفتند، همه شاد از اینکه حال برن خونه خوب چیزی نیست که اونارو برنجونه ولی خونه واسه من بود طوری دیگه یاس داستانشو اگه بتونه می گه توی دلم به هم کلاسی هام گفتم خوش به حالت همیشه اثاث ماها بوده پشت وانت باید الان بری تکالیفو بنویسی و بعد بشینی به تماشای تلویزیون بابا سر شام به بچه اش بنازه پس فردا تو سرحالی سر کلاس درس ولی من نمی خوام برم خونه واسه چی برم حالا که دلم خونه وقتی که دردا منو دوره کردن مثل طناب اعدام پیچیدن دور گردن میشینم فکر می کنم به خود می گم که آیا داستان من بدتر نبود از بینوایان قصه ی روز فرار ما به یه شهر مرزی توی اطاق بی چراغ و یه شمع قرضی توی خونه ای که از بیماری مادر تب کرد پول دارو نبود یعنی باید صبر کرد تا کی، کی باید به داد حس برسه وجود من پر از درد و استرس هر چی داد و فریاد زدمو هر چی اشک اشک، انگار صدام می پیچید و به خودم بر می گشت توی خونه و خیابون حتی هنگام درس توی فکر اینکه فردا دم زندان قصر چطور باید هشت ساعت و بکوب بشینم تا بابامو من از پشت شیشه یه ربع ببینم مهم نبود که زندگی کنم با نون خشک مهم اینه که کودکیمو قانون کشت نمی خوای بمیری شیرینی جون آدمه دلیل من واسه زندگی خونه وادمه خونه واده ای که روز خوشی نداشتن خواسن ولی دشمنا نذاشتن نترس خدا ترو واسه درد انتخاب کنه چون این دردا قبلا روی یاس امتحان شده واسه خدا بودم مثل موش آزمایشگاه نتیجه ها روبرو شده باز با اشکال مشکلاتی که می خونم تا یه گوشه ی دردم جبران شه نمی خوام دنبال سوژه بگردم سوژه زندگیمه که من شدم یکسره ویران ولی مهم اینه که من هنوز هستم پسر ایران آره کمر من زیر این بار خمیده شد ولی قدرتی توی وجودم دمیده شد من به آینده های روشنم اعتقاد دارم چون که آینده هان که به من اعتماد دارن

 

H3lllov3.persianblog.ir))                  ( زندگی خواننده ی رپر: یاس)

/ 1 نظر / 11 بازدید
gad of war

سلام قشنگه وبت واقعا ممنون[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]