ردپای رفتنت

توی لحظه های بی کسی وقتی اسیرم

 

تنها آرزوم اینه تو رو ببینم

 

دستاتو بازم توی دستام بگیرم توی گوشت

 

آروم بگم برات میمیرم

 

توی خنده ها و گریه هام جای تو خالی

 

من دارم بی تو می میرم

 

چشماتو دوختی به غریبه به چشمای خیس من کاری نداری

 

ردپای رفتنت روی دلم موند

 

دونه دونه خنده هات منو شکوند

 

من چقدر ساده بودم دل به تو باختم

 

تو نبودی اونی که من می شناختم

 

یه حس تازه رفتش از کنارم

 

انگار که من صد ساله بی قرارم

 

یه گوشه ای کنار دل نشسته ام

 

منتظریه ردپایخسته ام

/ 0 نظر / 7 بازدید